شنبه سیزدهم تیر 1388
توقیف پیراهن سبزرنگ تیم ملی بانوان
در حرکتی عجیب پیراهن های سبز تیم ملی فوتبال بانوان ایران در آستانه مسابقه های آسیایی توسط مقامات فدراسیون فوتبال توقیف شد
تولیدی مجید که پس از برکناری علی دایی مسئولیت تامین وسایل و پیراهن تیم های ملی فوتبال ایران به عهده گرفته، براساس رسم موجود در فوتبال ایران، پیراهن های سبز رنگی را برای تیم ملی فوتبال بانوان ایران آماده کرده بود
اما فدراسیون فوتبال در حالی تیم ملی بانوان برای شرکت در مسابقه های آسیایی تایلند راهی این کشور خواهد شد، پیراهن های سبز رنگ آن را توقیف و از تحویل آنها به تیم جلوگیری کرد به نظر می رسد فدراسیون فوتبال در تلاش است تا پیش از شروع مسابقه های فوتبال بانوان آسیا، پیراهن های جدید را با رنگ سفید و قرمز به تایلند ارسال کند
وبلاگ *-={مهمترین خبرهای روز فوتبال ایران}=-*
این واکنش احساسی و عجیب فدراسیون نسبت به رنگ سبز پیراهن تیم ملی در حالی است که رئیس فدراسیون در نامه نگاری های متعددی هم برای محرومیت بازیکنان تیم ملی که در بازی با کره جنوبی مچ بند سبز بسته بودند، انجام داد، ولی با جواب منفی فیفا روبرو شده بود
یکشنبه هفتم تیر 1388
مردم بدبخت و بیچاره
نویسنده: جوجو
جمعه 5 تیر1388 ساعت: 9:2
حالا که جواد خیابانی امریکا و اسپانیا رو گزارش کرد بیا بنویس صدا و سیما به خاطر این نوشته تو مجبور شد کوتاه بیاد. بدبختی مردم ایران از بی شعوری و بی فکری و بی سوادی خودشونه و اینکه اجازه میدن دیگران به جاشون فکر کنن. تو که مثلا خبرنگار و ورزشی نویسی نشد سی ثانیه فکر کنی که اگه یه تیمی بخواد مچبند زرد استفاده کنه چی میشه؟مثلا اگه روی همون مچبندای سبز علامت حماس یا حزب الله بود یا علامت صلیب شکسته اون وقت فیفا چه توضیحی میخواست؟صلیب شکسته میدونی چیه اصلا؟ آقایی خبرنگاری که شعور و فکر داری! فیفا قانون داره و براش مچبند سبز با مچبند زرد یا مچبند اس اس فرقی نمیکنه. مچبند ابالفضلم باشه باز محروم میکنه.خبری که بی بی سی و رویترز و فرانس پرس رفتن این بوده که فیفا از ایران توضیح خواسته. بعدشم به کله های بی فکر القا کردن که این توضیح واسه دفاع از بازیکنها بوده و مخالفت با فدراسیون. ببخشید که اینهمه بهت میگفم بی شعور و بی فکر و احمق و خنگ. اما خب واقعیت همینه.
جوابیه وبلاگ مهمترین خبرهای روز فوتبال ایران
دوست عزیز مثل اینکه خیلی اتیشت تنده میخای چوبی چوماقی باتومی بدم با اینکه میدونم خودت حتما یکی داری...
من تا حالا جوابییه ننوشم اما مثل اینکه شما یه نفر خیلی در افکار خودت قرق شدی ونیاز داری یکی از این جهل و تعصب بیش از حدت خارجت کنه
اولا من کسی نیستم که بخوام بگم صدا سیما بخاطر نوشته من به جواد خیابانی گزارش داده چون اگه کمی اطلاعات داشتی میدونستی صدا سیما این موضوع رو تکذیب کرد وبعدش به خیابانی گزارش داد .
اما دوما دوست عزیز من با تو در مورد بدبختی مردم موافقم چون اگه بدبخت نبودن بهیچوجه اجازه نمی دادند صدا سیمای با سواستفاده از رسانه ملی افکار اونها رو در خیلی مسائل که حتما خودت بهتر از من میدونی تحت تاثیر خودش قرار بده.
اما ثالثا دوست عزیز من باز بهت میگم یکم اطلاعتتو زیاد کن قبل از اینکه باتوم به سره من بزنی چون فیفا درباره خداحافظی بودار و مشکوک بعضی بازیکنای تیم ملی از فدراسیون ایران توضیح خواسته ونه به خاطر مچبند اونها حالا بسوزه اونجات 

میدونم حالا دیگه به فکر باتوم نیستی اما میترسم به فکر هفت تیر باشی مثل دوستات که جواب صدای حق رو با صدای تک تیر میدن
بهرحال این توضیحارو برای خوانندگان وبلاگ خودم نوشم نه برای هدایت تو چون میدونم کسیکه به اون الفاظ زشت متوسل میشه هرگز با حرف منطقی و استدلال به راه راست رهنمون نمیشه
دوشنبه یکم تیر 1388
با يك نگاه گذرا به بازيهاي اخير می فهمیم كه خبري از گزارشگرهاي محبوب فوتبال نيست و گمانهزنيهاي متعددي در اين ميان شكل گرفته است.
گزارش بازي ايران و كرهجنوبي كه به صورت زنده و از ساعت 15:30 از شبكه سوم سيما، بعدازظهر چهارشنبه شروع شد، برعهده مزدك ميرزايي بود. اين در حالي بود كه بازي بعدي يعني بازي عربستان و كرهشمالي كه به فاصله كمتر از 5 ساعت روي آنتن رفت، باز با گزارشگري ميرزايي همراه شد
جالب اينجاست كه بازي برزيل- آمريكا هم كه پنجشنبه عصر برگزار شد، باز هم مزدك ميرزايي را به عنوان گزارشكر به خود ديد
طبق روال هميشگي انتظار می رفت سيما مسابقات را به صورت گردشي بين گزارشگران شناخته شدهاش تقسيم كند. اما بازي ديگر گروه B جام كنفدراسيونها هم كه ساعت 11 شب پنجشنبه به صورت زنده روي آنتن رفت، توسط سيانكي گزارش شد تا همه چيز براي مسجل شدن شايعات پيرامون عادل فردوسيپور و جواد خياباني قوت بگیره
عادل فردوسيپور كه به دليل چالش با سازمان تربيتبدني ماههاي پرتلاطمي را پشت سرگذاشته و با پايان يافتن ليگ فصل قبل، برنامه حرفهاياش، 90 را موقتا روي آنتن نميفرستد، چند وقتي است كه در سيما در قالب گزارشگر هم ديده نميشه.
یکی از روزنامه ورزشي در این مورد نوشته فردوسيپور كه در دانشگاه صنعتي شريف و دانشكده صنايع زبان تخصصي تدريس ميكند يكي از كساني است كه ليست 130 نفر استادان مستعفي را امضا كرده و همين موضوع باعث شده تا به تصميم مديران ارشد سيماي جمهوري اسلامي ايران، ممنوعالتصوير باشد، با توجه به وداع تلخ تيم ملي با روياي جامجهاني 2010 طبيعي بود كه يكي ديگر از ويژهبرنامههاي انتقادي و تحليلي 90 روي آنتن بره كه اين اتفاق هم نيفتاد
از طرف ديگر جواد خياباني هم در بازيهاي مستقيم اخير- كه اصولا به صورت مساوي ميان گزارشگران تقسيم ميشوند- جايي نداشت خيليها دليل اين موضوع را انتشار عكس از او در راهپيماييهاي هفته گذشته ميدانند اين تصوير كه از طريق يكي از سايتهاي اينترنتي مخابره شده، به نظر مسوولان سيما رسيده و او را هم به سرنوشت مشابه عادل فردوسيپور دچار كرده است.
پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388
از سبز ابوالفضل تا سبز موسوی
سرپرست تیم ملی فوتبال کشورمان بستن مچ بندهای سبز توسط برخی بازیکنان این تیم در دیدار برابر کره جنوبی را نذر آنها برای پیروزی تیم ملی و صعود به جام جهانی عنوان کرد.
منصور پورحیدری عصر چهارشنبه و پس از تساوی یک بر یک تیم ملی فوتبال کشورمان برابر کره جنوبی در سئول گفت: بازیکنان ما تمام تلاششان را کردند تا در این دیدار به پیروزی برسند اما در نهایت به تساوی یک بر یک دست یافتیم و حالا باید منتظر نتیجه دیدار تیم های عربستان و کره شمالی باشیم.
پورحیدری ضمن اشاره به مچ بند سبز گفت: بازیکنان تیم ملی برای رسیدن به پیروزی برابر کره جنوبی و صعود به جام جهانی مچ بندهای سبزی را با نیت نذر حضرت ابوالفضل(ع) بسته بودند که در بین دو نیمه با این تشخیص که ممکن است این سبزها مورد سوء استفاده عده ای قرار گیرد آنها را باز کردند.
بنده خودم 20 سال است سبز نذری حضرت ابوالفضل (ع) را چه در دروانی که فوتبال بازی می کردم و چه در دوران مربیگری بر دست می بندم

وبلاگ *-={مهمترین خبرهای روز فوتبال ایران}=-*
در وهله اول حذف تیم ملی رو به دست اندرکاران ورزش که همیشه از افتخارات بدست امده در این چند سال به خودشون می بالن تبریک مگم این هم مانند افتخار افرینی المپیک در کارنامه این اقایان ثبت شد اما درود میفرستم به بازیکنان شجاع تیم ملی بخصوص مهدی مهدوی کیا و علی کریمی و جواد نکونام و حسین کعبی و... که با این کارشون همبستگیشونو با مردم کشورشون نشون دادن و به محبوبیتشون در بین اقشار جامعه افزودن و یه تشکر صمیمانه می کنم از اقای پورحیدری که با تشبیه کردن مچ بند سبز اونها به سبز حضرت ابوالفضل سعی در جلوگیری از محرومیت اونها از عواقب این کارشون داشتن چون ممکنه اونهارو نه تنها محروم کنن بلکه به خاطر اغتشاش و تخریب اماکن عمومی توسط لباس شخصی ها بهشون شلیک هم بکنن
شنبه شانزدهم خرداد 1388
بازتاب حمايت پروين از احمدي نژاد
ديدار علي پروين سرمربي اسبق تيم ملي و اسطوره فوتبال ايران با دکتر محمود احمدي نژاد و اعلام حمايت خود از نامزدي ايشان در انتخابات رياست جمهوري، با بازتاب گسترده اي در سايت گل همراه بود.
اين ديدار در حاشيه مراسمي که در سالن 12 هزار نفري مجموعه ورزشي آزادي تهران برگزار شد، انجام گرفته است.علي پروين در اين مراسم به صراحت به خبرنگاران اعلام کرد کرد که از کانديداتوري احمدي نژاد حمايت مي کند.
وي تصريح کرد: "راي من دکتر محمود احمدي نژاد است.
به گزارش سايت گل، پروين در گفت وگوي خود با رييس جمهوري گفت: ما مي دانيم که شما چه خدمت بزرگي به مردم کرده ايد. آقاي رئيس جمهور، ما وظيفه خودمان مي دانيم از شما حمايت کنيم و من مطمئنم هواداران پرسپوليس نيز دوست دارند، شما بار ديگر رئيس جمهور شويد.
وبلاگ *-={مهمترین خبرهای روز فوتبال ایران}=-*
هرچی فکر کردم نتونستم بفهمم که پرسپولیسی ها به چه علت از دکتر احمدی نژاد حمایت می کنند اون هم با توجه به شرایط نا بهنجار مدیریتی این باشگاه در چند سال اخیر... نکته دیگه اینکه اینجا پرسپولیسی یا استقلالی بودن چه ربطی به انتخابات دارد که اقای پروین با اطمینان هواداران پرسپولیس رو طرفدار جناب دکتر اعلام میکنند این هم شاید نوعی تاکتیک سیاسی ورزشی از نوع علی اصغری باشه محصول مشترک پروین و احمدی نژاد که ما سر از منطق اون در نیاوردیم
دوشنبه دهم فروردین 1388
علی دایی در نشست خبری بعد از بازی تیم ملی مقابل عربستان که منجر به شکست مفتضحانه ایران شد در پاسخ به سوالي پيرامون استعفايش از تيم ملي گفت: شما نميتوانيد براي من تصميمگيري كنيد، مگر من به پيشنهاد شما سرمربي تيم ملي شدم كه اكنون به پيشنهاد شما استعفا دهم. ضمن آنكه امروز علي دايي شكست نخورد، بلكه تيم ايران بازي را واگذار كرد
نمی دونم باید در مقابل این همه پرویی چی گفت خب بهرحال اون علی داییه دیگه توقعی بیشتر از این هم ازش نمیره . اخه وقتی ادم رکوردار گل ملی در جهان باشه اونم با ضربات سر باید بهش حق داد که مخش بیشتر ازین نکشه بهر حال حالا هرچی بگیم نمیتونه مرهمی بر زخم دردناک این شکست مفتضحانه بزاریم حتی اگه اینجا برای خالی کردن خودمون شخصیت دایی رو زیر سوال ببریم باز فایده ای نداره و نمی شه ابی که ریخته دوباره جمع کرد
وبلاگ *-={مهمترین خبرهای روز فوتبال ایران}=-*
من هم بااقای دایی در این مورد که اون در این بازی نباخت موافقم چون در واقع اونایی در این بازی باختن که در عرض ۲ ساعت گزینه نهایی مربیگری تیم ملی رو از افشین قطبی به علی دایی تغییر دادن. در حقیقت اونا باید امروز جوابگو باشن نه دایی که حتی ازش برای هدایت تیم ملی برنامه نخواستن و کشکی کشکی (شما بخونید با پارتی کلفت) بعنوان سرمربی تیم ملی انتخابش شد
پنجشنبه ششم فروردین 1388
با اینکه سال گذشته برای من سال بسیار بدی بود و اتفاقات ناخوشایند زیادی چون بیکاری و فوت مادر و اعتیاد به همراه داشت امیدوارم که شما بر خلاف من سال خوبی رو گذرونده باشید و به هر حال امیدوارم همگی امسال سال خوبی داشته باشیم خب به هر حال ارزو بر جوانان عیب نیست.شقث راستشو بخواین دلم خیلی پره ولی متاسفانه نمی تونم خودمو خالی کنم .حرفایه زیادی دارم که نمی تونم اینجا بنویسم .شاید در اینده نزدیک یه وبلاگ شخصی بی هویت درست کنم که بتونم اون حرفارو هم اونجا بنویسم البته خبلی از این حرفا جنبه شخصی داره ولی از اونجایی که مطمئنم می تونه خیلی خوندنی و مفید باشه برای خیلی ها سعی میکنم اینکارو هم به زودی بکنم فعلا که حال و حوصله هیچی رو ندارم.فقط فعلا اینو به عنوان مقدمه داشته باشید تا بعد
فلسفه به گل نشتن دسته جمعی نهنگ ها
عاشق نهنگ هایم چون وقتی یک نهنگ به هر علتی تصمیم به خودکشی میگیرد بقیه نهنگ ها اگر نتوانند او را از این تصمیمش منصرف کنند همگی با او تا ساحل میروند و با هم به گل می نشینند و تا وقتی او از تصمیمش باز نگردد تا پای جان با او همراه می شوند تا فقط به ان یک نهنگ ثابت کنند ...
ادامه دارد
مهدی نصراوی
چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387
سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس تهران گفت: عذابآورترين تصميم زندگي ام را گرفتم؛ اما بخاطر پرسپوليس بايد استعفا ميكردم
افشين قطبي پيش از خروج از ايران، اظهار داشت:
حرفهاي زيادي در دلم بود كه نميتوانستم بازگو كنم اما وقتي هواداران را ميديدم كه با چه عشق و علاقهاي در محل تمرينات و بازيها حضور پيدا ميكردند، دوست داشتم بيشتر به پرسپوليس خدمت كنم. يكي از سختترين و عذابآورترين تصميمهاي زندگيم را گرفتم و همه هواداران و مردم بدانند كه اين تصميم من فقط بخاطر پرسپوليس بود و هيچ جنبه ديگري نداشت.
وي خاطرنشان كرد: اميدوارم با رفتن من خيلي از مسائل با اين باشگاه بزرگ حل شود و مسئولين بيشتر به فكر اين تيم مردمي باشند. از صميم قلب براي پرسپوليس و بازيكنانش و هيئت مديره آرزوي موفقيت دارم و اميدوارم آنها در سه جام موفق باشند.
قطبي در پايان در خصوص خداحافظي از پرسپوليس يادآور شد: خواست هايي داشتم كه بازگو كردم؛ اما برآورده نشد.
چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387
كميته انضباطي فدراسيون فوتبال دیروز، بازيكن مليپوش تيم پرسپوليس را به مدت دو سال از حضور در تيم ملي محروم كرد. عليرضا نيكبخت واحدي دیروز در كميته انضباطي فدراسيون فوتبال حاضر شد تا در خصوص تمرد از حضور در سفر تيم ملي به قطر، راي صادره خود را دريافت کرد
كميته انضباطي راي خود را در مورد اين بازيكن به اين شرح صادر كرد :نيكبخت در صدد توجيه رفتار خود در مورد تمرد از دستور سرمربي تيم ملي و عدم همراهي اين تيم برآمد؛ اما توضيحها و ادله وي مورد قبول قرار نگرفت و براساس مواد 36 و 37 آئيننامه انضباطي و همچنين بندهاي «ب»، «ج» و «ز» ماده 32 راي وي اين چنين صادر شد
توبيخ كتبي و درج در پرونده
***
جريمه نقدي به مبلغ 100 ميليون ريال
***
دو سال محروميت از همراهي تيم ملي و بازيهاي مرتبط با آن
***
استرداد كليه جوايز و وجوه نقدي كه از تيم ملي دريافت كرده
وي به دليل چنين رفتاري 120 نمره منفي دريافت كرده است كه در صورت دريافت 30 نمره منفي ديگر بايد در يك رده پائينتر (ليگ دسته اول) به فوتبال خود ادامه دهد
ضمن اينكه پرونده وي در مورد حضورش در تيم باشگاهي براي دريافت استعلامات مربوطه همچنان مفتوح است نیکبخت هم که حالا سرش بعد از مدتها حاشیه سازی بد جور به سنگ خورده گفت :هيچ اعتراضي به راي كميته انضباطي ندارم و اين حكم را با كمال ميل ميپذيرم، البته هر زمان كه سرمربي تيم ملي فوتبال ايران صلاح دانست حاضرم دوباره به اين تيم خدمت كنم. از تمام مردم ايران به دليل اتفاقي كه رخ داد معذرتخواهي ميكنم
*-={مهمترین خبرهای روز فوتبال ایران}=-*
راي صادره در خصوص اين بازيكن تا 4 روز قابل اعتراض و تجديدنظر است اما گویا نيكبخت اعتراضي به اين حكم نخواهد داشت چون همین حکم هم با کلی رایزنی وپارتی براش صادر شده وبه نظر نمی رسه که دیگه مورد تجدید نظر واقعی قرار بگیره
سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387
.:(حتما بخونید):.
كل فوتبال ما از خوششانسيهاي علي دايي بهرهبرداري ميكند اگر شانس دايي تمام شود دودش به چشم تمام فوتبال ايران خواهد رفت
****
ديكارمو يك بازيكن عالي و يك نوك حمله فوقالعاده بود. اگر به ديكارمو فرصت ميداديم حتي اين بازيكن ميتوانست آقاي گل فوتبال ايران شود
****
ما دو سال تمام آرش برهاني را تحمل كرديم تا او كمي بهتر شود اما، حتي حاضر نشديم يك ماه به ديكارمو برزيلي مهلت دهیم
****
اگر ديكارمو خريد تيم پرسپوليس بود، من تمام تلاش خود را انجام ميدادم تا او از فوتبال ايران نرود اما
****
تنها اشكل اینجا بود که ديكارموي پنجاه هزار دلاري را پانصد هزار دلار خريديم و تا اندازهاي هم اشتباه افشين قطبي بود كه بيش از اندازه براي اين بازيكن تبليغ كرد و اجازه نداد او تواناييهاي خود را به مرور نشان دهد
****
ماجرای شکست ۱۰ بر یک تیم اپادانا به سرمربیگری بهمن فروتن و مدیر عاملی مجتبی جباری به استقلال در دیدار دوستانه اخیر
****
امارات قدرتمندترين حريف ایران نيست اما دشوارترين هست
****
به نظر من استقلال مدعي اصلي قهرماني در ليگ برتر است و تصور ميكنم يكي از سه جام پیش رویش را به خود اختصاص می دهد
****
با توجه به جايگاه خاصي كه قلعهنويي در تيم استقلال دارد، صد درصد خلاء او سبب كم شانس شدن استقلال ميشود
*( متن کامل)*
حرف های بسیار جالب و خواندنی و کاملا بی پرده بهمن فروتن درباره اتفاقات روز فوتبال ایران در ادامه مطلب
ادامه مطلب
شنبه یازدهم آبان 1387
حضور تماشاچيان زن در ورزشگاهها سبب ايجاد انگيزه در قهرمانان، ايجاد شور و نشاط، تلطيف فرهنگي ورزشگاهها و توسعهي فرهنگ ورزش كردن در خانوادهها ميشود.
در تحقيقي نگرش اقشار مختلف جامعه را درباره حضور تماشاچيان زن در ميدان و رقابتهاي ورزشي مردان مورد بررسي قرار دادند.
در اين تحقيق آمده است: "ورزش به عنوان پديدهاي اجتماعي از مسايل مختلف جامعه تاثير ميپذيرد و گروههاي مختلفي را با عنوان ورزشكار و تماشاچي زير پوشش قرار ميدهد.
در جامعهي كنوني، ورزش به عنوان امري انساني – تربيتي مورد توجه بوده و در بين همهي اقشار جامعه به سرعت در حال گسترش است. همچنين متاسفانه قشر عظيمي از افراد اجتماع يعني جوانان، به دلايل گوناگون به مسايل مخرب از جمله اعتياد روي آوردهاند، زنان نيز از اين قاعده مستثني نيستند و ميتوان گفت نداشتن امكانات كافي ورزشي و برنامهي مناسب براي پر كردن اوقات فراغت، دامنگير آنان نيز شده است.
با نگاهي گذرا به مسابقات مردان كه امكان حضور زنان در آن فراهم بوده است، به نظر ميرسد در هر مكاني كه زنان به عنوان تماشاچي حضور داشتهاند، نزاكت و انضباط بيشتري در ميان ورزشكاران و هواداران حاكم بوده است.
حال با توجه به تاثير تماشاچيان در نشان دادن احساس غرور و ايجاد انگيزه در ورزشكاران، به نظر ميرسد حضور تماشاچيان زن در ميدانهاي ورزشي، تاثير مثبتي بر ورزشكاران و تماشاچيان خواهد داشت. ايمنسازي محيطهاي ورزشي از راه جلوگيري از رفتارهاي پرخاشگرانه، خشونتآميز و ونداليستي، ايجاد رفتارهاي اجتماعي و تربيتي منطبق با اصول و سنتهاي پسنديدهي اسلامي و ملي و فرهنگسازي در ورزشگاهها، افزايش انگيزش عمومي فرد بر اثر حضور تماشاچي علاقهمند، زنده كردن روح ورزش، فرهنگسازي و يافتن الگوهاي ورزشي مناسب و تقويت ورزش زنان از راه ديدن مسابقات برتر، عواملي براي بررسي امكان حضور زنان به عنوان تماشاچي در ميدانها و رقابتهاي ورزشي مردان است.
به نظر ميرسد با حضور بانوان و خانوادهها در ورزشگاهها براي تماشاي ديدارهاي ورزشي، ميتوان نظارت و كنترل اجتماعي را در ورزشگاه تا حد زيادي افزايش داد، زيرا خرده فرهنگ اوباشگري در مقابله با فرهنگ ناموسپرستي، فرصت ابراز وجود و آلودهسازي محيط ورزشگاه را نخواهد يافت.
در فرهنگ ملي ايران، بسياري از گفتارها و رفتارهايي كه در زمان عدم حضور زنان عادي قلمداد ميشود، در جمعي كه زنان حاضر باشند، با احتياط و حتي خودداري افراد همراه ميشود. حجب و حياي مردان در حضور زنان، ويژگي عرفي – ملي ايرانيان است كه از آن ميتوان با عنوان شرم فرهنگي و ارزشي نام برد.
محققان :رضا قراخانلو و فريده نيسيان
ادامه مطلب
دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
چند ده ميليون دلاری که از كف فوتبال ايران ميرود
چندين ماه قبل و با خروج آرم كمپاني مجيد از روي پيراهن تيم ملي، شايعات فراواني درباره قرار گرفتن آرم كمپاني "دايي" در سمت چپ پيراهن تيم ملي مطرح شد كه به سرعت با تكذيب مديران فدراسيون فوتبال همراه شد اما زمان چندان طولاني لازم نبود تا اين مسئله تاييد شود اردوي خردادماه تيم ملي فوتبال در اردبيل كه با حضور سرمربي تيم ملي برگزار شد، نخستين رونمايي از توليدكننده البسه جديد تيم ملي بود كه همان كمپاني تكذيب شده دايي بود.
در آن مقطع رئيس كميته بازاريابي فدراسيون فوتبال در گفتگويي ضمن رد خبر قرارداد خريد پيراهن تيم ملي از دايي، اين خريد را موردي خواند و تاكيد كرد: "يك سري اردوها هست كه به صورت فوري برگزار ميشود مثل اردوي اردبيل و اين قضيه با اسپانسرينگ متفاوت است. در چنين اردوهايي كه به صورت فوري برگزار ميشود مجبور ميشويم كه برويم از يك شركت مثلا بيست عدد پيراهن بخريم. بنابراين فدراسيون فوتبال هيچ قراردادي را با شركتي امضا نكرده است."
در اين ميان تاكيد شده بود كه فدراسيون در حال رايزني براي جذب اسپانسر براي البسه تيم ملي است و اين اظهارات روزهاي نخست خردادماه به وقوع پيوست. پس از آن، شاهد برگزاري اردو يا ديدار فوري نبوديم و برنامههاي تيم ملي در چارچوب زمانبنديهاي مشخص انجام شد اما خريد تعدادي پيراهن از كمپاني سرمربي تيم ملي تا به امروز ادامه يافت، به گونه اي كه در اردوي اخير مليپوش نيز آرم دايي به خوبي تبليغ شد و به نظر ميرسد هيچ كمپاني رغبت نميكند پيراهن تيم ملي فوتبال ايران را تامين كند و بابت آن مبلغي پرداخت كند!
اما آيا به واقع هيچ كمپاني حاضر نيست براي تبليغات روي پيراهن تيم ملي فوتبال ايران به عنوان يكي از قدرتهاي آسيا هزينهاي پرداخت كند؟!
آنچه در تيمهاي ملي فوتبال دنيا مرسوم است، عقد قراردادهاي بلندمدت توليديهاي بزرگ لباس با فدراسيونهاي فوتبال است، اما تيم ملي ايران تنها در جامهاي جهاني با لباسهاي توليدي پوما حاضر شده و در ساير اوقات فدراسيون فوتبال نتوانست اسپانسري را براي تيم ملي جذب كند كه هم هزينههاي تامين اين لباسها را متحمل شود و هم هزينههايي بابت تبليغ ماركش بر روي پيراهن تيم ملي ايران به فدراسيون ايران پرداخت كند كه شايد اين مسئله به ضعف مديران فدراسيون فوتبال براي ايجاد چنين شرايطي مربوط شود.
در غير اين صورت نبايد فدراسیون فوتبال كره جنوبی قراردادی 55 میلیون دلاري براي مدت چهار سال با كمپانی نایك منعقد ميكرد و يا فدراسیون فوتبال ژاپن نبايد چند ماه پیش قراردادی هشت ساله را با كمپانی آدیداس به ارزش 140 میلیون دلار امضاء ميكرد. با اين تفاسير قطعاً فوتبال ايران كه در مقايسه با اين دو تيم از سطح فني قابل توجهي برخودار بوده و طرفداران فراواني در ايران و ساير نقاط جهان دارد، ارزش رقمهاي مشابهي را دارد.
البته اين شركت ها به اندازه كافي از اين تبليغ سودآوري دارند كه به عنوان نمونه به آديداس اشاره ميشود كه پيش از قهرماني اسپانيا در يورو 2008، به طور معمول روزانه بيش از 10 هزار عدد از پيراهنهاي اين تيم را توليد ميكرده است.در واقع فدراسيون فوتبال كشورمان مي تواند سودي چندين برابر حق پخش تلويزيوني و نزديك به چند ده ميليون دلار از آن خود سازد كه در شرايط فعلي از كف فوتبال ايران ميرود و مشخصاً در جيب توليدكنندههاي البسه تيم ملي فوتبال باقي مانده و مي ماند.
اين در حالي است كه يكي از منابع مالي در نظر گرفته شده براي فدراسيون فوتبال براساس بند 5 ماده 69 اساسنامه جديد اين فدراسيون، عوايد حاصل از ساخت، توليد، توزيع و فروش لوازم و وسايل ورزشي، به خصوص براي تيمهاي ملي است كه با گذشت ماهها، اين مسئله به لحاظ قانوني نيز با چالش روبرو شده است.با اين تفاسير انتظار ميرود، فدراسيون فوتبال تحت هيچ شرايطي، هيچ رانتي براي هيچ شخص يا گروهي در نظر نگيرد و با انجام يك مزايده و فراخوان يا شرايطي مشابه، پيشنهادات مالي براي تامين پيراهن تيم ملي و پرداخت هايي كه از قبل آن به فدراسيون ميشود را دريافت كرده و با بهترين پيشنهاددهنده داخلي يا خارجي اقدام به عقد قرارداد كند.
آنچه محتمل به نظر ميرسد، محصول ايجاد چنين شرايط و رقابتي كردن توليد پيراهن تيم ملي، علاوه بر حذف هزينههاي خريد پيراهن و ساير البسههاي تيم ملي، درآمدزايي چشمگير براي فدراسيون با مشاركت شركتهاي داخلي يا خارجي خواهد بود كه گذشتن از چنين امكاني كمتر از، از دست رفتن حق پخش تلويزيوني نخواهد بود.
منبع: سایت تابناک